صفحه‌ی 223

"

سلام.

  نهایتن بعد از چند و خورده‌ای می‌خواهم بنویسم! درباره‌ی آن‌چه که از بعد از تغییر نام وب‌لاگ در گلوی‌م گیر کرده بود!

  وب‌ نویسان اصولن چند دسته که بیش‌تر نیستند! (چه چیزِ عجیبی!) در اصل وب‌لاگ‌نویسان به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند که از آن می‌روند داخلِ فرعیات:

1.گروهی که برای دیگران می‌نویسند.

2. گروهی که برای خودشان می‌نویسند.

اصولن گروه اول بسیار انتقادپذیر‌تر، مهربان‌تر و قابل انعطاف‌تر از گروه دوم دیده می‌شوند. اما گروه دوم این‌طور دیده می‌شوند که بسیار انتقادناپذیر، تند و خشن و غیرِ قابل انعطاف هستند. اما چرا گروه دوم این‌طور دیده می‌شوند در حالی که بیش‌تره افرادی که در این گروه هستند، مانند گروه اول مهربان و انتقادپذیرند!

  این‌ها به خاطر قضاوت‌های عجولانه و به‌دونِ شناخت خیلی‌هاست! چون گروه دوم برای خودشان می‌نویسند، به هم‌این دلیل دیگر نظر بقیه برای‌شان مهم نخواهد بود و گور بابای خواننده! این گورِ بابایِ خواننده اگر بود که وب‌لاگ‌نویس نمی‌شدند این عده‌ی برای خودنویس! و اتفاقن این ایرادی‌ست که از همه‌ی این عده‌ی برای خودنویس هم گرفته می‌شود. که تو که برای خودت می‌نویسی، چرا منتشرش می‌کنی؟ و من به عنوان نماینده‌ی این ملت مظلوم پاسخ‌گو خواهم بود:

1. ما به هیچ وجه ترسناک و لولو خورخوره نیستم، تن‌ها فرق‌مان این‌ست که برای دل خودمان می‌نویسیم و برای هم‌این سانسور کم‌تری می‌کنیم حرفِ دل‌مان را. برای هم‌این سعی نمی‌کنیم که مطابق عرف جامعه باشیم!

2. ما انتقادپذیریم، چرا نباید انتقادپذیر باشیم؟ اگر ببینیم که حرفی هست که به‌تر از حرف ماست، قبول می‌کنیم! ولی شاید انعطاف‌پذیر نباشیم و هرچیزی رو که بگویید درجا قبول نکنیم! اخلاق‌مان هم بد نیست، یه عده هستن که نام ما رو بد خراب کردن! اتفاقن بیش‌تر ماها مهربانیم، البته از بس باهامان تند شدین، از قبل گارد گرفتیم! بیایید با هم مهربان‌تر باشیم!

3. کی گفته که ما به مخاطب نیازی نداریم؟ کی گفته که اما از سر بی‌فکری وب‌لاگ باز کردیم و نباید نوشته‌هامان را منتشر کنیم؟ ما هم مثلِ بقیه نیازمندِ مخاطب هستیم! ولی منت مخاطب را نمی‌کشیم! ما دنبالِ مخاطبانِ خودمان هستیم. به دنبالِ شبیه به خودمان هستیم! ما برای خودمان می‌نویسیم تا مخاطبِ خاصِ خودمان پیدا بشه! پس اگه فکر می‌کنید که نمی‌توانید حرف‌های ما رو قبول کنید و نه می‌توانید که ما را متقاعد به این کنید که حرف‌های شما درست‌ست، به‌ترست ما را نخوانید! وگرنه کدام موجودست که از هوادار بدش بیاید؟! کدامین موجودست که دوست ندارد حقیقت را بداند؟!

پایانِ جلسه!

"

  • جمعه ۱۷ ارديبهشت ۹۵
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
طاها مهاجر
وبلاگ نویس نیستم ولی وبلاگ نویسان رو دوست دارم!
سلام...

کسی که وب‌لاگ می‌نویسد، وب‌لاگ‌نویس‌ست! شاید بلاگر نباشد!
علی محمدرضایی
قشنگ ویژگی هایی که داشتی میگفتی ویژگی های بارزت بود
ولی باهمه سه چارموردکه گفته بودی که مآینجوری نیستیم موافقم
سلام...

:|
Mostafa RJ
عالی
سلام...

ممنون!
Mostafa RJ
با پاسخت توی کامنت پنجم خیلی حال کردم :) ایول 👍
:)
فـ . میم
همیشه دلم می‌خواست از دسته دومی‌ها باشم و هیچ وقت نشد...
همیشه گیر افتادم در دام عدد و نظر و کلمه. همیشه.
سلام...

همیشه به آینده هم مربوط می‌شود؟ اگر نمی‌شود خب غیر از این همیشه، آینده را تغییر دِه:)
فـ . میم
یه چیزایی ذهنیه. خیلی وقته ثابت شده، چارچوب شده توی ذهنم.
تغییرش هم به شدت سخته. به همین خاطر احساس می‌کنم وب نویس خوبی نیستم. چون نمی‌نویسم برای خودم. اولش می‌نویسم‌ها، بعد از یکی دو پست ذهنم بلاک می‌شه چون انگار نیاز پیدا کرده به سیستم تشویق یا حتی مخالفت یا توجه یا هر کوفت دیگه‌ای، نیاز پیدا کرده به عدد. نمی‌تونه بنویسه چون فکر می‌کنه موضوعش چیپه، باید از چیز فوق‌العاده‌ای بنویسه. این دامیه که من هی توش می‌غلتم.
تهِ ته‌ش انتخاب با خودِ آدمه... هرچه‌قدر هم که دور خودش حصار بپیچه! اگه بخواد ازشون در می‌آد!
فـ . میم
شاید هم نمی‌خوام... هیچ وقت نخواستم... نمی‌دونم.
دانستن‌ش هم با خود آدمه!
فـ . میم
مساله اینجاست که خود آدم کلمه‌ای سنگین است. بارش زیاد است.
وقتی که با بازی با کلمه‌ها می‌خواهیم از این که بپذیریم مسئولیت خودمان با خودمان است، در برویم!
فـ . میم
منطقه امنِ کوفت. منطقه امنِ زهرمار. منطقه امنِ عوضی.
منطقه‌ی امن هم دستِ خودِ آدمه!
فـ . میم
اومدم یادآوری کنم که دارم سعی می‌کنم با این خوده مواجه بشم، ممنون از یادآوریا و ارجاع دادنات :)
:)
آرشیو
Designed By Erfan Powered by Bayan