صفحه‌ی 234

*/یک‌چیز‌هایی را باید فدا کرد، برای چیز‌های دیگر، باید گنج‌ها را بریزی در دریا، تا به ساحل برسی/*

  • دوشنبه ۲۷ دی ۹۵

صفحه‌ی 233

*/خالی کردنِ عقده یا شرح ناقص قضایا یا به دنبال نشانه‌ها یا یه هم چه چیز‌هایی/*
 

" این روز‌ها دیگر خودم را هم از یاد برده‌ام، بی‌رمق مانده‌ام. مانده‌ام و سر می‌دهم به خواست دیگران، به خواست خدا، به خواست زنده‌گی. افسار را شل کرده‌ام که برود این اسب چموش، هرکجا که می‌خواهد. که اصلن من راه بلد نبوده و نیستم. فقط به سمت نشانه‌ها کشانده می‌شدم شاید. نشانه‌هایی که آن‌ها هم کم رمق شده‌اند دیگر برای‌م. "

[ ادامه مطلب ]

  • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵
آرشیو
Designed By Erfan Powered by Bayan