صفحه‌ی 204

*/وقتی که بچه بودم، غم بود، اما، کم بود.../*

  • جمعه ۴ دی ۹۴
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
. عارفه .
غم بود اتفاقا زیادم بود ولی ما کم می دیدیمش,شاید!
غم همیشه زیاد بوده و هست...احتمالا خواهد بود...
وقتی کم می‌دیدیم‌ش، پس کم بوده! ینی توی یک حدود قرار می‌گیرن!
خانم الف
غم بوده اما ما توجهی نداشتیم بهش
با هر شادی و خوشی ساده ای فراموشش میکردیم
میگن بچه اولین بار غم رو وقتی تجربه میکنه که از شیر میگیرنش
از همون موقع غم ها شروع میشه و اصلا کم نبوده..
پیامبر بچه ها رو به چند دلیل دوس داشتن که یکیش اینه که قهر میکنن اما زود فراموش میکنن
غم ها رو سریع از یاد میبرن ..
:)
غم بچه چه‌قدرِ می‌شه فوق‌ش، بگید، کجا زیاد بود گیر دادین!!!
سیپریسک
وقتی بچه بودم غم بود،اما بچه بود.
غم ها انگار با من بزرگ شدند.
این‌م تعبیریه!
علی محمدرضایی
باخانم الف موافقم
کدامین کامنت‌ش‌؟؟؟؟
علی محمدرضایی
همین کامنتش که برای همین پسته دیگه
آها من فکر کردم پست بعدیِ که چندتا کامنت گذاشتن!
آرشیو
Designed By Erfan Powered by Bayan