صفحه‌ی 184

*/چه‌کاره‌ای؟/*

الف.
سلام.
  او مثلِ همه نبود، فرق‌ داشت احساس‌های‌ش! شاد که می‌شد، قایق درست می‌کرد. ناراحت که می‌شد، قایق می‌ساخت. گریه می‌کرد و قایق درست می‌کرد. هیجان‌زده می‌شد و قایق می‌ساخت. رنج می‌برد و آزرده خاطر می‌ساخت. این‌قدر قایق می‌ساخت که غرق شد در بی‌آبی قایق‌های‌ش!
  شما اگر به یک کار معتاد بودید چه می‌کردید؟ من قایق ساز بوده‌ام، دیگر ترک کرده‌ام!
+با پراگراف اول یادِ کتابِ "این داستان را نخوانید" افتادم! اگه بخواید اون قسمتی رو که شبیه‌ش هست رو می‌نویسم.
+ایده می‌خواهم که با دو ساک قایق کاغذی چه کار کنم!

  • شنبه ۱۸ مهر ۹۴
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
ابوالحسن جعفری بلالمی
اولین کسی که مینویسد من هستم .

... .
:)
ابوالحسن جعفری بلالمی
یه کاری که قشنگه قایق های رنگ و بارنگ باشه همه رو یک جا منظم بچینی تو رود خونه بهدش با هم حرکت کنند ان چیو نشون میده ؟ فک کن بهم بگو . ... و... .

مردم هم همین طور به جلو میروند کسی نیست که برگرده و از اول حرکت کنه . پس باید راهی که میریم رو درست طی کنیم ( قایق ها با هم برخورد نکنند )

نشدنیه!
فاطمه .ح
کاش میشد یه ساکشو برام پست کنی :||
الان نورون های مغزتو بهکار بنداز و ده ایده واسش بنویس :))
راستی اون بخش کتاب رو بزار

بخش کتاب چشم!

می‌خوای چی‌کار؟

اگه ایده داشتم (اون 10 تا! چه خبره؟) که الان بی‌کار نبودم!
علی محمدرضایی
همه کاره ام
:)
. عارفه .
دوتا ساک قایق ؟!؟!؟!!؟!!

حتما نباید باهاشون کاری کرد :)
میشه فقط داشتشون :) نگهشون داشت :)
جا می‌گیرند خانوم!
فائزه محمدی
من بودم میریختمشون دور
ینی خودمم یه زمان قایق ساز بودم
هر قایق، یک خاطره بود .که نگه داشتننش زنده اش میکرد.
  خاطره اگر قرار بود زنده باشه که خاطره نبود.
    بریزشون دور
خیلی سنگ‌دلانه!
فــــ . میم
هدیه دادن ایده‌ی خوبی است.( غیر مستقیم)
:)
سلام.

نوچ! 
آرشیو
Designed By Erfan Powered by Bayan