صفحه‌ی 174

*/ای ساربان/*

الف.

ای ساربان، ای کاروان
لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من
جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
در بستن، پیمان ما
تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان، بر پا بود
این عشق ما بماند بجا
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
تمامی دین‌م، به دنیای فانی
شراره عشقی، که شد زندگانی
به یاد یاری، خوشا قطره اشکی
به سوز عشقی، خوشا زندگانی
همیشه خدایا، محبت دل‌ها
به دل‌ها بماند، بسان دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شود
حکایت ما جاودانه شود
تو اکنون ز عشق‌م گریزانی
غم‌م را ز چشمم نمی خوانی
از این غم چو حالم نمی دانی
پس از تو نمونم برای خدا
تو مرگ‌م  دلم را ببین و برو
چو طوفان سختی ز شاخه غم
گل هستی‌ام را بچین و برو
که هستم من آن تک درختی
که در پای طوفان نشسته
همه شاخه‌های وجودش
ز خشم طبیعت شکسته
ای ساربان، ای کاروان
لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من
جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری



  • پنجشنبه ۹ مهر ۹۴
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
فاطمه .ح
میگم این لیلا کیه که هی تو اهنگا اسمش هست؟
ریتم خاصی داره اسمش؟ :/
تو کودوم شعرا بوده؟
فاطمه .ح
تو اهنگ لیلا از مازیار فلاحی و تو دکلمه ی علیرضا اذر که البته اونجا اسمش لیلی بود نه لیلا و فکر کنم چند جای دیگه که یادم نمیاد.
خب البته لیلا و لیلی یکی هستن، و هم‌این‌طور از لیلی و مجنون می‌آد!
علی محمدرضایی
:-)
:)
علی محمدرضایی
کلا شما حرف دیگه ای نداری همش همینو میزاری
شما حرف بزن تا من هم حرف بزنم!
علی محمدرضایی
من بعضی وقتها حرف میزنم ولی توکلا تو پستام هم همین کارو میکنی
خب تو یک وب فان باید چی کار کرد به نظرت؟ باید خندید!
علی محمدرضایی
خب همه ی پستای من که فان نیس
پس چیست؟
علی محمدرضایی
پس این همه عکس نوشته چیست؟که اکثر جدی هستن
عجب!
علی محمدرضایی
مشهدی رجب
:)
آرشیو
Designed By Erfan Powered by Bayan